هامانه

تاریخچه

روستای هامانه در مسیر راه اردکان - خرانق 12 کیلومتر مانده به خرانق قرار دارد و موقیعت جغرافیای آن عبارت است از: 54 درجه و 25 دقیقه طول و 32 درجه و 23 دقیقه عرض جغرافیایی . ارتفاع آن از سطح دریا 2150 متر می باشد.اختلاف افق هامانه با پایتخت 11 دقیقه و 48 ثانیه می باشد. کوه هامانه با ارتفای 3003 متر از سطح دریا سومین کوه بلند استان یزد می باشد.
بعضی از مورخین معتقد هستند که قدمت روستای هامانه به قبل از اسلام برمی گردد که نمونه ی آن در لغت نامه دهخدا به طور مفصل توضیح داده شده است ؛ نویسنده کتاب پرستشگاه زرتشتیان هم بنای هامانه را مربوط به قبل از اسلام دانسته است.(کتاب پرستشگاه زرتشتیان ص 155)
در کتاب تاریخ اردکان تالیف آقای علی سپهری اردکانی آمده که این منطقه تفرجگاه و بیشه گاهی بوده به نام «هامون» که بهرام گور برای شکار به این بیشه میآمده.
در حال حاضر روستای هامانه که در اصطلاح محلی به آن «هومین» گفته میشود دارای بناهای تاریخی زیادی میباشد از جمله خانه های چهار صفه قدیمی معروف به خانه های« گبری» ، مسجد و حسینیه روستا ، برج روستا ، کلات یا قلعه خانه (بنای سنگی بالای کوه) ، آسیاب آبی  و تنوره ، آسیابهای دستی . بناهای سنگی و ساباط های روستا ، سد سنگی(بیش از 200سال قدمت دارد و اولین سد در استان یزد به ثبت رسیده است) و مهمتر از همه مقبره سلطان پیرغیب با دو کاشی نبشته موجود که بیش از 400 سال قدمت دارد که  بر این مزار وقف شده است.
شغل مردم هامانه ابتدا کشاورزی و دامداری بوده ؛ بعد با توجه به نیاز مردم در شهرها و روستاها برای گرم کردن حمامها و غیره مردم هامانه شغل هیزم کشی را پیشه کردند و حدود 90 نفر شتر در روستا بوده که عده ای ساربان وظیفه حمل هیزم‌ها از روستا به شهر های اطراف داشته اند که خیلی از نیازهای شهرهای یزد و اردکان تأمین میکردند . عده ای از مردم هم از طریق تخت کشی ، شکار ، دونه بری ، حلاجی ، سبدبافی ، کاربافی ، نخ ریسی و طناب بافی امرار معاش میکردند . بعضی از شغلها هم فصلی بود مانند انغوزه گیری ، ذغال سوزاندن ، برداشت زیره ، انغوزه، تدرو ، بالنگو ، ریواس و ... بعداً عده ای جهت کار به معادن اطراف رفتند.
برای اولین بار در سال 1335 شمسی معلمی به نام علی اکبرقانع از طرف آموزش و پرورش اردکان وارد هامانه شد چون قبلاً مدرسه ای در روستا نبوده مردم در مکتب خانه های روستا علم می آموختند شاید هم به شهرهای اطراف برای کسب علم می‌رفتند چون بعضی ازدست نوشته هایی که از مردم قدیم  روستا موجود میباشد با نوشته‌های بسیار زیبا و انشاهای خیلی پر محتوا که حدود 200 سال قبل نوشته شده نشانگر این است که در قدیم هم مردم هامانه  دنبال کسب علم بودند.

 
درسال 1345شمسی صنعت زیلو بافی از استان اصفهان وارد هامانه شد و در سال 1346 شمسی صنعت قالی بافی از شهرهای یزد و اردکان وارد هامانه شد.
وسایل روشنایی قدیم چراغهای پی سوز ، فانوس ، گرد سوز و چراغ توری بود که در سال1351 شمسی اولین موتور برق (لیستر) جهت حسینیه هامانه خریداری شد.
یکی دیگر از سنت های معروف وقف بوده که مردم هامانه معتقد به این امر بوده‌اند و در زمینه‌های عمومی موقوفاتی دارند مانند افطاری ، روشنایی‌مسجد، قرآن‌خوانی‌در‌‌مسجد، روشنایی‌پیرغیب ، روشنایی‌حمام ، تعمیرحسینیه ، روضه‌خوانی و غیره ویکی از نمونه های بارز آن برنج غدیری میباشد که باتوجه به اینکه در زمان قدیم مردم به دلیل بُعد مسافت و تنگ دستی از خرید برنج محروم بودند فردی12 ساعت آب و زمین کشاورزی هامانه وقف بر برنج غدیری کرد که در روز عید غدیر طبخ کرده و بین مردم توزیع کنند و در هامانه به این روز و این عید بزرگ اسلام روز پلو خوری معروف است و درحال حاضر هم این سنت ادامه دارد.
تمام اینها نشانگر تمدن و فرهنگ اصیل ایرانی مردم هامانه میباشد. و این فرهنگ ایرانی اسلامی در وجود مردم هامانه میدرخشد که در تمام عرضه های ملی مذهبی حضور پرشور داشته که نمونه بارز آن تقدیم14شهید و 38 جانباز به اسلام و انقلاب اسلامی میباشد.

مسجد جامع هامانه

هامانه داری سه مسجد به نام های:
1.        مسجد جامع : که کاملاً باز سازی شده است
2.       مسجد چهارده معصوم (مسجد عباس احمد یا مسجد سر آب) : که کاملاً باز سازی شده است
3.      مسجد عبدالله
امام جماعت مسجد جامع هامانه تا جایی که قدیمی ها گفته‌اند ابتدا حاج‌آقاخرانقی بعضی از مواقع پیش نماز بوده وترویج دین میکرده بعد از ایشان حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدهاشم نقیبی در سال1288 شمسی از طرف مدرسه علمیه اردکان برای ترویج دین به هامانه می آید و در هامانه ساکن می شود و به مسائل دینی و آموزش قرآن می پردازد ایشان در سال 1323 شمسی دارفانی را وداع میگوید و بعد فرزند ایشان حاج‌سیدعلیرضانقیبی راه ایشان را ادامه می دهد. هرموقع ایشان نبودند و بعد از ایشان هم شیخ‌علی‌اکبررضایی این مسئولیّت به عهده گرفتند.   
مسجد جامع هامانه وقفیات افطاری نیزداشته که از قدیم خرما افطار داده میشده و بعداً که وضع مالی مردم بهتر شده بانیان خیّر با افطاری های متنوعی از مردم پذیرایی می کردند، و در حال حاضر در ماه مبارک رمضان در مسجد هامانه هر شب با غذاهای گرم و متنوع از روزه داران پذیرایی می شود.
کسانی که میتوان به عنوان خادمین اصلی مسجد جامع نام برد:علی عسکر احمد ، محمد ابراهیم احمد، شهید غلامرضا رجبی، حبیب الله مومنی, حسین علی عسکر، و عبدالحسین اکبرصدر بوده‌اند.

قرآن و کتاب 

قرآن : قرآنهای موجود ، دست نوشته می باشند که بیش از 300 سال است که در مسجد جامع هامانه نگهداری می شود.
هامانه چند مکتب خانه داشته، چند نفر ملّا و چند قاری معروف که درمکتب خانه به جوانان روستا آموزش قرآن می دادند از جمله ملا محمد چاووش شورگی، حاجی حسین‌شورگی، سید هاشم نقیبی، اکبر صدر ، ملاحسن و نرگس ، بوده اند.
کتاب: کتاب های "عین الحیات" و "جلاء العیون" علامه مجلسی چاپ سنگی می باشند. و چون قبلاً شناسنامه نبوده در صفحه‌هات این کتابها تاریخ تولد افراد نوشته می شده و حدود 150 سال است که در مسجد جامع هامانه نگه داری می شود.

بنای تاریخی سلطان پیرغیب

بنای سلطان پیر غیب در مزار روستا واقع شده و قبرهای زیادی در این مزار می باشد که قدمت بعضی از این قبرها به قبل از اسلام برمی گردد.
دو کاشی نوشته پیر غیب هامانه که آنها با قدمت حدوداً 500 ساله خود قدیمی ترین اثر تاریخی ثبت شدۀ روستا می باشد که یکی از آنها در سال79  به سرقت رفت و با پیگیری های زیاد در اوایل سال 92 به دست سارقین عتیقه از طرف میراث فرهنگی استان یزد کشف گردیده و در حال حاضر در آن محل نگهداری می شود و کاشی دیگری که به نمایش گذاشته شده است.
خادمین پیرغیب بانویی به نام "فاطی غلام" و "حسین حسن احمد" معروف به آلمان بوده است

شهدای روستا

روستای هامانه افتخار این را داردکه دردوران دفاع مقدس ۱۴ شهید و ۳۸ جانباز تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرده است که این خود نشانگر مردم با فرهنگ و  ولایت مدار روستا می باشد.
1- "شهید غلامرضا رجبی": متولد 1327/8/27 شمسی. شخصی مبارز و از فعالان قبل انقلاب بود. الگوی ایثار، فداکاری و گذشت بود. دررشته‌های مختلف مهارت داشتند، دررشته فرهنگی(قرآن خوانی وآموزش قرآن، سخنرانی، نوحه خوانی، تعزیه خوانی، دعاومناجات)استاد بود.در رشته های آشپزی، شیرینی سازی و... مهارت داشتند. مدتی در شهر یزد ومدتی در شیراز کار میکردند، دوران سربازی چترباز تیپ‌هوابرد زمان طاغوت بود، درسال 1357بنیان گذار جلسه قرآن وهم فکری هامانه ای های مقیم یزد شد در بدو تشکل سپاه پاسداران وارد سپاه شد درشروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام و درهمان روزهای اول جنگ درتاریخ 15/7/1359به درجه رفیع شهادت رسید. حاصل زحمات ایشان ازکسی پنهان نیست  و زبان زد خاص وعام است.
2- شهید غلامرضا صادقیان: متولد 1341/6/03 شمسی. که دربین اقوام ودوستان به عنوان الگوی صبر واخلاق معروف بود. او در اوایل جنگ عضو بسیج شد و پس ازاعزام به جبهه درتاریخ 1359/12/04 به درجه رفیع شهادت رسید. چون خانواده ایشان در شهیدیه میبد ساکن شده بودند، پیکر این شهید بزرگوار را در گلزارشهدای شهیدیه میبد به خاک سپردند. و باز افتخار اهالی هامانه این است که اولین شهید شهرستان میبد نیز از هامانه می باشد.
3- شهید فرهاد مومنی: متولد1/5/1342شمسی. خانواده ایشان از خیلی وقت پیش دریزد ساکن شده بودند ایشان در یزد بدنیا آمده وتادیپلم تحصیل کردند ویکی از نیروهای فعال جلسه قرآن بود مدتی در کرج به شغل نقاشی ساختمان مشغول شدند و دریزد ادامه کار دادند، بخدمت مقدس سربازی رفتند ودرمنطقه کردستان در مبارزه با ضد انقلابیون وکومله دمکرات در تاریخ 26/7/1361  به درجه رفیع شهادت رسیدند.
4-شهید حسین مومنی زاده : متولد20/10/1345شمسی. شهید بزرگوار فرد بسیار منظم و با برنامه بود ایشان با علاقه زیادی که به امام و نظام داشتند عضویت رسمی سپاه‌پاسداران شدند و بعد از گذراندن آموزشهای متعدد از طرف سپاه پاسداران به منطقه  سیستان و بلوچستان جهت مبارزه با سوداگران مرگ و ضد انقلابیون اعزام شدند و بعد از مدتی مبارزه با اشرار. عاقبت درتاریخ17/6/1363دریک برنامه آموزشی به درجه رفیع شهادت رسیدند. 
5-شهید بمانعلی یاسیان: متولد3/2/1345شمسی،12ساله بود که پدرشان فوت کردند چون فرزند کوچک خانواده بود علاقه مادر بزرگوارشان به ایشان خیلی زیاد بود، تاریخ 5/10/1361 به جبهه اعزام شدند و در تاریخ 23/10/1361در عملیات والفجرمقدماتی به شهادت رسیدند و جنازه ایشان مفقود شد و بعد از 9 ‌‌سال درتاریخ 11/7/1370پیکر این شهید بزرگوار به وطن باز گردانده شد و در زادگاهش هامانه بخاک سپردند. 
6-شهیدمحمدحسین مومنی: متولد18/5/1346شمسی. یکی از نیروهای بسیجی فعال درواحد تخریب تیپ الغدیر بود که درتاریخ12/12/1362 در عملیات خیبر مجروح شده و به اسارت نیروهای عراقی درآمده بعداز مدتی رنج وتحمل مجروحیت وشکنجه درتاریخ 14/1/1363 دراردوگاه موسل عراق به فیض شهادت رسیدند و درهمانجا بخاک سپرده شد، که این خبر بعد از مدتی از طرف صلیب سرخ جهانی با تمام مشخصات ایشان با ارسال نامه‌ای به خانواده شهید اطلاع داده شد وپس از 19 سال پیکر این شهید بزرگواردر تاریخ 7/5/1381 بازگردانده شد و در زادگاهش هامانه به خاک سپردند. 
7-شهیدبمانعلی پورمند: متولد25/2/1346شمسی. مادراین شهید بزرگوار همیشه از خوش اخلاقی و خنده رو بودن ایشان صحبت میکند و میگوید الگویی برای همه اقوام دوستان وآشنایان بوده، ایشان با عضویت بسیج چندین بار به جبهه اعزام شدند. درعملیات پیروز مندانه بدر درتاریخ 23/12/1363 به درجه رفیع شهادت رسیدند. جنازه ایشان مفقود شد که بعد از 11 سال پیکر این شهید به وطن باز گردانده شد.
8-شهیدمحمّدحسن‌رجبی: متولد1/10/1344شمسی. شهیدبزرگوار با شهید محمّدرضارجبی پسر عمو هستند این دو شهید از خانواده ملاحسن که یکی از ملّاها و قاریان بسیار خوب قدیم در روستا ی هامانه هستند ایشان با عضویت بسیج به جبهه اعزام و در تاریخ 7/1/1364 در شرق دجله به شهادت رسیدند 
9و10- شهیدان محمّدرضا وعلی‌محمّدحاجی‌صفری: تولد محمدرضا19/8/1346شمسی. و تولدعلی محمد3/6/1350 میباشد این شهید بزرگوار جوانترین شهید روستای هامانه نیز میباشد دو برادر از یک خانواده بزرگوار شهید محمدرضا عضو رسمی سپاپاسداران بودند که نمونه اخلاق درخانواده و ایثار و شجاعت در جنگ بود، بعد از چندین بار اعزام به جبهه درتاریخ15/1/64در شرق دجله به در درجه رفیع شهادت رسیدند، وعلی محمد که برادر کوچکتر بود با اسرار خیلی زیاد توانست رضایت پدر ومادر خود را جلب کند و راه برادر بزرگوار خود را ادامه بدهد که با عضویت بسیج به جبهه اعزام شدند و در تاریخ 9/1/1367به درجه رفیع شهادت رسیدند که باور آن برای پدر و مادر دلشکسته ایشان بسیار سخت بود و دو باره خانواده ایشان داغدار شدند.
11-شهیدمحمدعلی رجبی: متولد2/3/1348شمسی. این شهید بزرگواردربین آشنایان واقوام بسیار دوست داشتی بودند، مادر بزرگ ایشان که یکی از ملّاهای معروف بودند وایشان هم همچون مادر بزرگشان از کودکی علاقه خاصی به قرآن خواندن ودعا داشتند و در زمان نو جوانی قرآن‌خوان و دعا خوان شدند، گاهی از مواقع مداحی هم میکردند که بعد از شهادت این بزرگوارتا چند سال در روز تاسوعای امام حسین(ع)پدر بزرگوارشان فیلم وئدیویی ایشان و نوار کاست صدای این شهید درمراسم پرسه زنی روستا در کنار خانه مادر بزرگشان پخش میکردند وهمه مردم با نوای ایشان عزاداری میکردند
12-شهیدمحمدحسین تقی زاده متولد11/6/1347شمسی. که از کودکی از داشتن پدر محروم بودند درآغوش پر مهر مادر بزرگ شد، ایشان خیلی به عزاداری، مداحی اذان گفتن و دعا علاقه داشتند، وبرای اولین بار در سال 1363  با عضویت بسیج به جبهه اعزام شدند، و درتاریخ 2/7/1365پس از مجروحیت شدید به آرزوی دیرینه خود رسیدند.     
13-شهیدمحمدحسین تقی زاده متولد11/6/1347شمسی. که از کودکی از داشتن پدر محروم بودند درآغوش پر مهر مادر بزرگ شد، ایشان خیلی به عزاداری، مداحی اذان گفتن و دعا علاقه داشتند، وبرای اولین بار در سال 1363  با عضویت بسیج به جبهه اعزام شدند، و درتاریخ 2/7/1365پس از مجروحیت شدید به آرزوی دیرینه خود رسیدند
14-شهید علی محمّد شکری هامانه متولد25/6/1347شمسی. نقل از خانواده شیهد بزرگوار این شهید درتمام زمینه ها الگو بودند نه درخانواده همه جا و برای همه کس احترام خاصی میگذاشتند خنده رو وشاداب بودند همیشه پیش سلام بودند، ابتداء با عضویت بسیج به جبهه اعزام شدند بعد عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدند و بعد از چندین بار اعزام به جبهه و مجروح شدن درتاریخ 23/3/1367 در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت رسیدند. 
 

مؤذنین و مناجات خوانان

موذنین عبدالله احمد ، عباس احمد ، حاجی صدر ، حسین صدر ، حاجی یدالله ، عبدالحسین محمد ابراهیم بودند.
مناجات خوانان، قدیم حدود 150 سال قبل حاجی‌علی مند ، حسن احمد ، حسن مند ، بعدها  علی رجب ، حاجی صدر ، حسین صدر ، عباس حسن احمد و حبیب الله مومنی بودند

قلعه خانه  (کلات)سنگر های نگهبانی سنگی بالای کوه

هامانه دارای دو قلعه‌خانه می باشد که مشرف بر آبادی بوده برای دیده‌بانی از هرطرف روستا مثلاً قلعه خانه ی بالا در قدیم با برج شهرنو در مسیر خرانق _ ساغند در ارتباط بودند که اگر راهزن‌ها به روستاها حمله میکردند با دود آتش به هم خبر می دادند پس از رویت دود از قلعه‌خانه بالا شخص نگهبان به قلعه خانه پایین خبر میداد و نگهبان قلعه خانه پایین به مردم اطلاع میداد تا مردم آماده شوند برای روبرو شدن با راهزنان و مخفی کردن اجناس قیمتی خود.ضمناً قلعه خانه پایین بازسازی شده و قلعه خانه بالا به صورت مخروبه میباشد.

برج

برج در ورودی روستا و برسر راه زوار امام رضا(ع) قرار داشته و وظیفه نگهبانی و حراست از روستا و خرمن های روستا که در اطراف برج بوده به عهده داشته و بعضاً بعد از خرد کردن خرمن ها ، حاصل آنها را در برج نگه داری میکردند.

نوشته های قدیمی

بعضی از دست نوشته های اهالی ، بعضی از اسناد ، بعضی از وقفیات و بعضی از حکم های مسئولیتی از آثار مکتوب بر جای مانده از این روستا می باشد.

بیرق

چون قدیم روشنایی نبوده و روستای هامانه بر سرراه زوار امام رضا(ع) بوده یا هرشخص دیگری شب برای آمدن به روستا دچار مشکل می شدند.چوب بلندی با یک طناب و یک قره‌قره چوبی دربالای حسینیه نسب بود که هر روز غروب پیرمردی به نام علی عسکر یک چراغ فانوس به بالای این چوب میکشید و صبح موقع طلوع آفتاب پایین میآورد تا مردم درشب بتوانند براحتی به روستا بیایند ، به این بیرق می گفتند
ضمناً علی عسکر به عنوان نجوم شناس هامانه بوده که تمام صورت فلکی آسمانی بطور کلی می دانسته و پیشبینی های سالیانه را به مردم انتقال می داده است.

کشاورزی و دامداری

در قدیم خیلی از ابزار و ادوات کشاورزی به دست اهالی روستا ساخته می شده است.
تشته: چون در قدیم ساعت نبوده مردم برای آبیاری از وسیله ای به نام «تشته» به جای ساعت استفاده میکردند، تشته یک کاسه مسی کوچک که کف آن سوراخ بوده. آن را داخل یک تشت بزرگ که پر ازآب بوده میگذاشتند تا در آب فرو برود . هر تشته برابر است با هفت و نیم دقیقه که هشت تشته یک طسوج و هر طسوج  برابر است با یک ساعت.
در روستا چندین نفر گله دار بودند و چندین گله «چکنه‌ای» در روستا بوده جمعاً بیش از 2000 راس گوسفند در روستا بوده.
از جمله گله داران حاجی حسین مکه ای ، محمد ابراهیم احمد ، حسین عزیز الله ، علی ملامند
چوپانان معروف حاجی حسین احمد ، آقا بابا  بیک (آغ بابا) ، قدم علی(پدرشهیدیاسیان)  علی بیک ، محمد حسین رجبیان ، اکبر حسین صدر ، محمد مومنی زاده(محمد عمو) بودند
ساربانان:رضااحمد ،علی احمد، علی‌حسین‌رحیم،حسین‌عزیزا...، حسین‌ابراهیم ، حبیب علی احمد ، اکبر علیا ، محمد علیا ، غلامرضا حسن حاجیا ، حسن حاجی ، حاجی محمد حسین علی محمد ، رضا عزیز الله ، غلامرضاحسن حاجی ، احمد غلوم ، حسین غلام آخرین ساربانان میتوان علی هاشم پور و اکبرپرسیان نام برد. علی‌احمد، حسین‌عزیزا... و حسین ابراهیم ساربانی بودند که از یزد زوار به کربلا بردند خانواده سید محمد ابریشم که از تجار و سرمایه‌داران یزد بوده 
هیزم کشان حسین ابراهیم، محمد علی احمد، علی علی محمد، حسین علی مند، حاجی محمد حسین علی محمد، احمدرضا احمد، رضا حسنا و عوضعلی بودند
گرجین
وسیله ای بوده که با بستن به گاو یا الاغ در قدیم برای خرد کردن خرمن( گندم ، جو و...)بکارمی بردند و شخصی هم می بایست درگرجین بنشیند بعضاً مزد هم میگرفتند.شعرمعروفی هم به همین مزموم سروده شده برای کسانی که کار خاصی نمی کنند مزد هم می خواهند.(چه خوبه گرجین داری ......تخت‌می‌شینی مزد هم داری)
کسانی که گرجین دار بودند اکبرصدر . عباس احمد . نوروز . حسن حاجی . حسین حاجی حسن (کدخدا) ، محمد ابراهیم احمد
چرخ دونه بری و حلاجی
چرخ دونه بری : وسیله ای برای جدا کردن پنبه از دانه(وُش) استفاده میکردند
کمان حلاجی : آلت پنبه زنی بوده برای جداکردن پنبه ها از یکدیگر
کسانی که دونه بر وحلاج بودند علی عسکر ، حسین حاجی ،نوروز، حسن حاجی ،غلام حسن حاجی، حسن ابراهیم ، حسین ابراهیم ، عبدالحسین محمد ابراهیم 
نخ ریسی ، کار بافی (پارچه بافی) ، زیلو بافی ، قالی بافی
چرخ نخ ریسی : وسیله ای که پنبه و پشم  گوسفند را برای نخ و پارچه شدن آماده میکرد.
اشتی : پشم گوسفندان توسط وسیله ای به نام اِشتی به نخ تبدیل میشد
دستگاه کار بافی(کرباس بافی) : نخ هایی که با پنبه و پشم گوسفند تولید میشد به وسیله این دستگاه تبدیل به پارچه میشد
اکثر زنان هامانه در حرفه نخ ریسی و پارچه بافی(کرباس بافی) مهارت داشتند
زیلو بافی : در اوایل سال 1345 هجری شمسی با استادی بشیر طیبی اصفهانی با سرپرستی حاجی آقا علی محمد باقر میبدی وارد هامانه شد و کم کم این شغل فراگیر شد و اکثر جوانان هامانه زیلو بافان ماهری شدند از جمله حبیب الله مومنی که خود بعد از بشیر استاد کارگاه‌ی زیلوبافی بود
قالی بافی : این صنعت در سال 1346 با سرپرستی شخصی به نام نایب و استاد کاری به نام سید قالی باف و حسین نایب برای اولین بار وارد هامانه شد.سپس آقای حاجی مزیدی و با استادی استادحسین از یزد به توسعه این صنعت در روستا پرداختند و بعداً آقای محمد علی‌فولادی از شهر اردکان با شیوه جدیدتری به گسترش این شغل در هامانه پرداخت که اکثر زنان و دختران به این شغل مشغول شدند
تخت کشی و گیوه دوزی
درقدیم روستای هامانه درصنایع کفش خودکفا بوده . گیوه که کف آن با پارچه و بدنه آن با پوست گوسفند بوده توسط اهالی هامانه درست می شد.گیوه ساخت هامانه درشهرستان اردکان و روستاهای اطراف مشهور بوده است
کسانی که بیشتر به این حرفه مشغول بودند علی صدر ، ماشالا کاظم ، اکبر صدر ، حسین صدر ، کاظم ملا محمد ، جواد اکبر صدر ، غلام‌ا..، علی یار ، علی حسینی
ادوات شکاری
خیلی از اهالی هامانه توسط شکار مخارج خود را تامین میکردند
شکارچیان معروف حسین علی ، اکبر کلانتر ، قاسم ابراهیم ، علی رجب ، علی محمد رحیم، علی‌حسینی
17. ظروف قدیمی
سبد بافی ، تنور سازی ، تپو سازی از جمله صنایع دستی اهالی بوده
کسانی که بیشتر به حرفه سبد بافی معروف بودند خانواده شمس بودند اکبر شمس ، معصومه شمس ، شهربانو شمس                                       
استادان تنور ساز و تپو ساز : حاجی احمد ، عبدالله احمد ، عباس احمد ، عبدالحسین اکبر صدر 
18. آسیاب 
در هامانه یک آسیاب آبی و چند آسیاب دستی بوده آسیابان های معروف عباس احمد ، عبدالله احمد ، حاجی احمد ، محمدابراهیم احمد ، حسن حاجی ، اکبر صدر
20    . برداشت گیاهان دارویی در منطقه هامانه ونحوه برداشت بعضی از آنها
زیره سیا ، انغوزه ، تدرو ، ریواس ، آویشن و ...
زیره سیا با طعم خوب و خواصی که دارد یکی از نادرترین گیاه هان نسبتا پردرآمد منطقه میباشد که بیابانهای وسیعی به خود اختصاص داده صحرای زیره از قدیم به دو بخش تقسیم شده صحرای خرونه و صحرای هومین که صحرای هومین از طرف شرق و شمال  نرسیده به مزرعه میرها دو راهی آب تلخ ،  چای علی شمش ، چای غلامرضا، اوربند ، گدار آلیون ، آب خالق ، تل گنج ، تا مزرعه زرک ، تا انتهای کوه هومین و از غرب تا کُله ساربون ، لای در بادوم الی آخر مرز مشترک صحرای هومین با خرونه جایی مشخص شده بنام لای یال گیر بوده، برای نگهداری این گیاه از چرای گوسفندان و نارس نچیدن آن از بیست و دوم فروردین تا نیمه خرداد صحرا قرق میشود در این مدت قرقچیان هومینی و خرونقی وظیفه حفاظت از صحرا به عهده دارند و قبل اینک قرق بشکنند دو الی سه روز قرقچیان برای مزد خود چیدن زیره را زودتر آغاز میکنند و این سنت و قانون همینطور پا بر جا میباشد قسمتی از صحرای زیره نیز در جنوب وشرق هامانه میباشد از جمله پشت کوه پایین هومین وپشت کوه بندر(خرونقیا به قرقچی اوزی میگویند )
انغوزه: یکی ازگیاهان نسباً پردرآمد با طعم تند و خواص دارویی زیاد که بیشتر به کشور هند صادر میشود،  این گیاه دربیابانهایی که زیره‌سیا میروید بیشتر سبز میشود. اکثر مردهای روستا به این حرفه مهارت داشته و موقع برداشت به این شغل مشغول میشدند. انغوزه‌گیرها حدودیکماه درکوه‌های سیاه‌کوه یاکوه‌حوض‌جعفر میماندند.  برداشت انغوزه در چند مرحله انجام میشود که از تیرماه تا شهریور ماه طول میکشد. مرحله اول سنگ روی برگهای آن میگذارند تا خشک شود، مرحله دوم روی هر بوته «کول» می‌بستند تا آفتاب مستقیم به آن نخورد، مرحله سوم که مرحله برداشت است بیش یکماه زمان میبرد با چاقوی مخصوص «دست کوله» سر هر بوته‌ای به کلفتی یک میلیمتر میبرند و شیره آن برداشت میکنند موقعیکه به برش پنجم میرسیدند (میگفتند اول پنج ، بزن به گنج) یعنی از حالا سوددهی خوبی دارد
تدرو:
ریواس:
آویشن:
  
حمام هامانه
حمام که یکی از ضروریات  آبادی میباشد در قدیم یک حمام خزینه ای که رختکن و صحن آن به سبک دوره صفویه ساخته شده بود یکی از آثار دیدنی روستا بود که بر اثر بی توجهی نیمه خرابه شده بوده که بعد از آن دو باب حمام دیگر در روستا ساخته شد که هیچ کدام از این حمام ها بیش از چندین سال برای مردم دوام نیاورد و در اوایل انقلاب حمام قدیمی به کلی خراب کردند و در قسمتی از زمین آن یک حمام کوچک عمومی ساخته اند که در حاضر از آن استفاده    
افرادی در روستا بعنوان دلاک بودند کاردلاکها بیشتر تیغ کردن سراهالی روستا بوده از جمله دلاکهایی که میتوان نام برد ملاحسن و اکبرصدر میباشند
کسانی که به عنوان حمامی روستا بودند رضاعلی اگبر، حسین‌رجب،  حسن رضا علی اکبر ، محمدحسین رجبیان ، ابراهیم حاجی ، حاجی ذبیح ، محمد علی کدخدا 
چون در قدیم طبیبی در روستا نبوده، برخی زنان و مردان  در امر طبابت مهارت داشته اند مانند کشیدن دندان، ختنه کردن، جاانداز(شکسته بند) و ماماچه گری(ماما، قابله)
ختنه کردن : چون ختنه کردن یک امر ضروری بوده و پزشکی در روستا نبوده افرادی بودند که با تیغ های مخصوصی که داشته اند در چند روز اول تولد بچه ها را ختنه میکردند و برای اینکه عفونت نکند «بید پو» بروی زخم آن میریختند
ختنه کنان معروف ملاحسن ، علی یار ، اکبر رضا علی اکبر بودند
عمل کشیدن دندان: در قدیم بدون آن که دندانی را بی حس بکنند با گازانبار های مخصوص دندان افراد را میکشیدند. ازجمله دندان کش های معروف ملاحسن، ماشاا...کاضم و علی یار بودند.
شکسته بندی: در قدیم اگر استخوان اعضای بدن کسی می شکست آنرا جا می‌انداختند و با تخته‌بند(آتل) یا تلار(محلولی متشکل از سفیده تخم مرغ، بیخ آزر، زردچوبه، آرد و پارچه کرباسی که آب ندیده) روی آن را می بستند. ازجمله جااندازهای معروف حاجی مکه ای،عبدالحسین محمدابراهیم ،حسین عسکر،علی یار و علی حسینی بودند.
مامایی: بعضی از زنان به عنوان ماما بوده اند که از جمله آنها را می توان همسررضااحمد ، همسر محمد ابراهیم احمد ، همسر حاجی حسین مکه ای ، همسر اکبر صدر ، فاطی عسکر نام برد.  بعضی از زنها هم بعنوان دلاک حمام بوده اند از جمله فاطی حسین ابراهیم ، زن قدمعلی(مادر شهیدیاسیان) همسر مسین(محمدحسین) ، سکینه رضا

مغازه داران ودست فروشان

چون در قدیم جمعیت زیادی در روستا ساکن بودند، برای تهیه مایحتاج مردم چند باب دکان در هامانه بود . از جمله آنها ، دکان های نجاری استادرضا و احمدنجار بود که بعضی از ابزارآلات کشاورزی و وسایل منزل اهالی را می‌ساختند یا تعمیر میکردند که بعد ازآنها حاجی علی نجار تامدتی به این کار ادامه داد. افراد دیگری مانند حسین‌حاجی‌حسن(کدخدا)، عبدالحسین محمدابراهیم ، آقاعلی محمدباقر و رضامزیدی بودند ، این افراد ارزاق خوراکی، وسایل منزل و دیگر ما یحتاج مردم را تهیه می کردند. 
دست فروشان زیادی از اطراف به هامانه می آمدند . از جمله رمضان رشید از میبد ، ابوالقاسم چینی فروش از زارچ  ، باباجون قاسم و حسین زینب(زینل)از اردکان، علی ابذر (افضل) و مولودساغندی بودند.

مناصب در روستا

درقدیم کسانی که در شهرها و روستا بزرگتری میکردند بعنوان خان تلقی میشدند درهامانه نیز این عنوان بوده از جمله آنها رمضانعلی که هنوز هم گفته ها و حرفهای ایشان در بین اهالی زبان زد است. بعداً (کدخدا) البته کدخداها رسماً بوده و از طرف مسئولین کشوری دارای حکم بودند که بصض از حکام موجود میباشد ظاهراً این افراد بعنوان نماینده و امین مردم بوده ونماینده دولت درروستا مانند شورای اسلامی و دهیاری فعلی. 
کدخداها: حسین حاجی علی محمد(حاجی مکه ای) ، محمد ابراهیم احمد ، حسین حاجی حسن ، علی ملا محمد

حسینیه و عزاداری های سنتی

مردم هامانه همچون دیگر شیعیان جهان ارادت خود را به ائمه اطهار در میلاد و عزای آنها ابراز نموده.
حسینیه هامانه مانند حسینیه های قدیم شهرها به میدان معروف بوده که مسیر رفت و آمد و محل داد و ستد و بعضی از مشاغل دیگر بوده.
در ایام محرم حسینیه برای عزاداری سرور و سالار شهیدان آماده میکردند و چون در روستاهای اطراف نیز حسینیه و محلی برای عزاداری سرور و سالار شهیدان نبوده اهالی آن روستاها به حسینیه هامانه میآمدند و عزاداری میکردند ؛ چون قدیم روشنایی مناسبی نبوده در وسط میدان یک بنای مدوری به نام«کلک» بوده با ارتفایی تقریبی بیش از 5/1 متر که در وسط آن حفره ای تعبیه شده بود و قبل از محرم مردم هیزم هایی برای روشنایی حسینیه آماده میکردند و در شبهای محرم الاخصوص شبهای تاسوعا و عاشورا که مردم تا صبح عزاداری میکردند هیزم ها را به داخل کلک ریخته و برای روشنایی مراسم استفاده میکردند.
سالهای بعد وسایل روشنایی به چراغهای پی سوز ، فانوس ، گرد سوز و چراغ توری تبدیل شد که در سال 1351  اولین موتور برق (لیستر) جهت حسینیه خریداری شد و مردم روستای هامانه توانستند برای اولین بار در روشنایی مناسب برای امام حسین(ع) عزاداری کنند و کم کم با توسعه این صنعت مردم روستا هم از این نعمت برخوردار شدند.
حسینیه هامانه تاجایی که به یاد افراد مسن میآید حداقل چهار مرتبه به طور کلی بازسازی شده و توسعه یافته از جمله معماران ، استادان و کسانی که در ساخت و ساز حسینیه دخیل بودند محمد ابراهیم احمد ، علی عسکر احمد ، استاد ابوالقاسم خرانقی ، استاد علی اکبر قاسم ، حاجی استاد حسین ، استاد محمد رجبی ، حاجی محمد مومنی
خادمین‌حسینیه‌هامانه علی‌عسکر‌احمد، محمدابراهیم‌احمد، کاظم‌کلانتر، غلام‌کلانتر، احمدحسن‌احمد، محمدعلی‌رجبیان، حبیب‌ا...مومنی و...بودند.                                                                                                                                               
درحال حاضرحاجی‌اکبرپورمند ، حاجی‌عباس‌مومنی، عباسعلی‌رجبی، استادمحمدرجبی، اکبررجبیان، حسین‌ارجمندی و...هستند
افرادی که در قدیم مسئول پذیرایی و چایخانه حسینیه بودند غلام کلانتر ، حسین صفری ، رمضان اکبر شمس ، حاجی حسن اکبر شمس ، علی اکبر ، صفر حسین رجب ، ولی حسین رجب ، ابراهیم مومنی زاده  ، عبدالحسین اکبر صدر    
بعضی از عزاداری های سنتی معروف به شرح ذیل میباشد :
1.      پرسه زنی : 
پرسه زنی مراسمیست برای یادبود اموات که از قدیم کسانی که متوفا میشدند اسامی آنها در دفتری که هر طایفه ای جداگانه یادداشت میشده و در عصر روز تاسوعای حسینی عده ای که پرسه زن هستند با خواندن اشعار مخصوص پرسه زنی و زدن سنج به درب خانه های بازماندگان متوفا میروند و اسامی متوفای هرطایفه جداگانه خوانده میشود و برای شادی روح آنها فاتحه میخوانند.
کسانی که در پرسه زنی معروف بودند رضا احمد ، احمد حسن احمد ، حسن رجب ، عبدالحسین اکبرصدر ، حاجی ذبیح الله و عباس حسین صدر(شاعباس) درحال حاضرفرزندان آنها کار ایشان ادامه میدهند
2.     شدّه برداری :
شدّه چوب بلندی که در بالای آن پارچه هایی آویزان است که نماد لباس شهدای دشت کربلا میباشد و مردم هامانه نسبت به آن حرمت خاصی قائلند و خیلی از مردم برای حاجت گرفتن پارچه های بسیار خوبی نذر میکنند و به آن می آویزند و عده ای دیگر بعضی از این پارچه ها را باز میکردند تا حاجت خود را بگیرند و این شدّه بیشتر در جلوی افراد پرسه زن حرکت میدادند و به حالت های نمایشی آن را بلند میکردند برپیشانی و حتی دندانهای خود نگه میداشتند و اگر خدای نکرده شدّه از دست کسی به زمین می افتاد حتماً میبایست گوسفندی ذبح کند. 
شدّه برداران معروف ابراهیم حسین ابراهیم ، حسین علی و حسین حاجی حسن(کدخدا) محمد علی رجبیان بودند و درحاضر حسین پسر ابراهیم حسین ابراهیم مسئول بستن و حمل شدّه را میباشد
3.     جغجغه زنی :
جغجغه چوبهای کوچکی است که عزاداران امام حسین(ع) آن را در دست میگیرند و آنها در روشهای تک ضرب سه ضرب پنج ضرب و هفت ضرب هماهنگ با ذاکر به هم میزنند مراسمی است بسیار سنتی که اشعار بسیار جذاب و پرمحتوایی در مدح امام حسین(ع) دارد.
جغجغه خوانی از اول توسط مقنی های شورکی که برای کار به هامانه آمده بودند وارد هامانه شده و ازجمله ذاکرین که از قدیم جغجغه خوان بوده  غلام الله بوده  ودر حال حاضر حسین ارجمندی و حبیب ا...رجبی اشعارجغجغه رامیخوانند.
جوش امام :
یکی دیگر از عزاداری های سنتی که خیلی حزن آور میباشد جوش امام است که در آخر شب عاشورا و صبح عاشورا اجرا میشود به این صورت که افراد دستمالهای مخصوصی به کمر میبنند و بایک دست کمر همدیگر را میگیرند و با دست دیگر سینه میزنند به دودسته تقسیم میشوند و کسی که نوحه خوان جوش زن است اشعاری میخواند وبقیه جواب میدهند و در مراحل بعد افراد به دسته های نشسته و ایستاده سینه زنی میکنند و چاوشی خوانها در بین هر بیت اشعار چاوشی مخصوصی می خواندند
جوش زن معروف رضا احمد ، احمد حسن احمد ، عباس حسن احمد و حسین صدر بودند ودر حال حاضر حسین ارجمندی این اشعار میخواند از جمله چاوشی خوانها سید محمد نقیبی ، عبدالحسین محمد ابراهیم ، عباس رضای احمد(پدرشهیدمحمدحسین مومنی) سید اسدالله از میبد(پسر سید میرزا) و در حال حاضر اکبر رجبیان علی عباس رضای احمد وحبیب ا.. رجبی میباشند
4.     طبخ آش حسین(آش گندم) و سوروک وقفی :
آش حسین : با توجه به اینکه طبخ آش امام حسین(ع) وقفیات در روستا دارد از قدیم عده ای متصدی بوده اند که از غروب تاسوعا تا صبح عاشورا آش طبخ نمایند و صبح عاشورا عزاداران آن را صرف کنند
اکثر متصدیان طبخ آش طایفه ملا حسن بوده و هستند
سوروک وقفی : چون مردم در عزاداری امام حسین(ع) در شب عاشورا تا صبح بیدار می ماندند جهت رفع گرسنگی مردم عزادار چند ساعت از آب هامانه را وقف بر طبخ سوروک کردند که در نیمه های شب عاشورا به مردم عزادار بدهند.
در حال حاضر در دهه اول محرم هرشب با دادن شام و در تاسوعا و عاشورای حسینی با دادن سه وعده غذا ، شیر و دیگر نذورات از عزادارن و سینه زنان امام حسین(ع) پذیرایی میشود.که عده ی زیادی متصدی آشپزخانه و طبخ غذا هستند از جمله استاد محمد رجبی ، علی مندا ، حسن مومنی زاده برادر شهید مومنی زاده
5.     تعزیه خوانی و نوحه خوانی :
ذاکرین و روضه خوانان قدیم در حسینیه هامانه سید هاشم نقیبی ، سید علیرضا نقیبی ، سیدمیرزا ازمیبد ، سیدگلاب از جمله تعزیه خوانان علیرضا حاجی علی اکبر ، حاجی استاد حسین ، استادمحمد رجبی ، اکبر رجبیان ، حسین ارجمندی ، سیدحسین گلاب ، حبیب ا...مومنی و شهیدغلامرضا رجبی درحال حاضر محمودحسین عسکر ، سیدمحمدگلاب ،حبیب ا...رجبی وعده ای دیگر تعزیه می خوانند
ضمناً چندین سال است که در ایام فاطمیه گروه تعزیه خوانی از استان قم به روستا میآیند و تعزیه میخوانند  
جلسه قرائت قرآن وهیئت عزاداری
شهید غلامرضارجبی که یکی از مبارزین و فعالین قبل و بعد از انقلاب بود و چون خیلی از اهالی هامانه ازروستا کوچ کرده و در یزد ساکن شده بودند شهید غلامرضا رجبی با شروع انقلاب به همین بهانه و با همکاری عده ای دیگرجلسه هماهنگی اهالی هامانه در یزد به عنوان جلسه قرائت قرآن راه‌اندازی کردند و هرهفته جمعه شب ها این جلسه باحضورافراد به‌نوبت در منزل آنها برگزار می‌شد دراین جلسه با توجه به آموزش قرآن مسائل و مشکلات روستا نیز بررسی میشد کم‌کم اکثر اهالی روستا در این جلسه نام نویسی کردند و ماهیانه مبلغی به حساب جلسه میگذاشتند برای عامل‌المنفعه اهالی و روستا. شهید رجبی که در اوایل انقلاب عضو رسمی سپاه پاسدارن شدند در  پانزده روز شروع جنگ به شهادت رسیدند و بعد از ایشان اکبر‌‌رجبیان و با همکاری دیگر دوستان جلسه اداره کردند، نتیجه این کار بزرگ وحدت و همبستگی روز بروز اهالی روستا درتمام مسائل اجتماعی است، تشگیل هیئت عزاداری منسجم وفعال، تحویل چند قاری استانی وگشوری همچون استاد (علی بمان رجبی) و با پشتکارحاج کاظم سلطانی(دربیدی)، آیت ا...محمدعلی ‌مدرسی، حاجی عباس مومنی، حاجی اکبر پورمند، افرادی خیر و همت برادران هیئت ساخت مسجدی بزرگ در یزد، بعدازگذشت بیش از «سی و پنج» سال با همت محمدکاظم رجبی و همکاری دیگر برادران هر هفته آموزش قرآن، مداحی و دیگر برنامه ها ادامه دارد.    
نخل